تبليغاتX
حقیقت
 زمزمه های فاطمه"سلام الله علیها"

خدایا!...

به آن آگاهی که از غیب داری،

و به قدرتی که بر آفرینش وآفریدگان داری،

از تو می خواهم،

تا وقتی که میدانی زندگی برایم بهتر است‌‌‌، زنده ام داری،

و آنگاه که مرگ برایم بهتر باشد ،مرا بمیران،

خداوندا!...خواسته ام از تو «اخلاص»است،

و اینکه درخشم ورضا ،از تو پروا کنم،

و در توانگری و تهیدستی ، میانه رو باشم،

از تو نعمتی می طلبم که پایان نگیرد،و فروغغ دیده ای که قطع نشود،

و از تو می خواهم که به  تقدیر راضی باشم،

و از تو خنکای زندگی  پس  از مرگ را  می طلبم،

و نگاه به چهره ات را   مسئلت دارم،

وشوق دیدارت را می خواهم بدون سختی زیانبار،و بدون فتنه ای تاریک.

خدایا ،ما را به زیور ایمان بیارای،و ما را هدایتگرانی ره یافته قرار ده.

ای پروردگار جهانیان!٬..

|+| نوشته شده توسط دلارام در دوشنبه ششم خرداد 1387  |
 نماز عشق
...دو رکعت نماز صبح عشق می خوانم قربت الی قلبک !!
...هزار آفتاب گردان پشت سرم تکبیر می گویند : الله اکبر !...تکبیره الاحرام !!
...الحمدلله برای آفرینش چشمانت !... الحمدلله به خاطر برق نگاهت !...الحمدلله به خاطر ...!...یا رحمان و یا رحیم !!...خودم را سپردم به تو.توی این همه دلرعشه !... اهدنا الصراط المستقیم ! صراطی از صراط تو مستقیم تر هست مگر ؟! ...پس اگر خدا بخواهد هدایت شده ام !!
صراط الذین ...!...آی سیب درشت !عطرآگین ترین نعمت خدا !! اگر تو با من باشی ، دیگر "مَدّ" هیچ "ضالین"ی به من نمی چسبد !
...قل هو الله احد !
بگو ! بگو ! بگو ... عشق یکی ست !
...الله الصمد !
بگو ! بگو ! بگو... عشق بی نیاز از ماست اما من و تو به او محتاجیم!
...لم یلد و لم یولد!
بگو ! بگو ! بگو... عشق حاصل جمع من و تو نیست !عشق دریایی ست که من و تو تویش غرق می شویم !
...و لم یکن له کفوا احد !
و عشق بی شریک ترین حس شادمانه دنیاست ! قسم به خدای احد و واحد !
...الله اکبر !
خم می شوم زیر بار این همه حرف عاشقانه !... واژه ها معوج می شوند !... زیباترین جملات عقیم می مانند !!
سبحان الله ...چه آفتابی ! سبحان الله ....چه بارانی ! سبحان الله ...چه برفی ! ... فتبارک الله احسن الخالقین !!
تمام نیرویم را جمع می کنم تا فریاد عشقم به گوش تو برسد ...بلند می شوم : سمع الله لمن حمده !! ... از نا می روم ...به خاک می افتم !
سبحان الله ....سبحان الله ....سبحان الله !
...چشمانم خیس می شود !سجاده رنگ خون می گیرد ! چشمم سیاهی می رود ! می نشینم روی دو زانوی لرزانم !
شهادت می دهم که عشق خود خداست !
شهادت می دهم که خدا چیزی جز عشق نیست !
شهادت می دهم که محمد نیز فرستاده عشق است !
شهادت می دهم که دارم شهید می شوم !
سلام بر دلم که دارد پرپر می زند !!
سلام بر همه آنها که عشق را رحمت خدا می دانند !
سلام بر گیسوان تو که بافه دستان خداست !
...
الله اکبر ...الله اکبر ...الله اکبر ...
.........................................
|+| نوشته شده توسط دلارام در یکشنبه پنجم خرداد 1387  |
 

زیر باران٬ کنار ساحل

می خواهم در ذهن خود٬ دو تصویری که می گویم را متصور شوید.

۱. در اتاق خود حضور دارید. پنجره های اتاق رو به منظره باغ سرسبزی باز می شوند. شما روی کاناپه راحتی نشسته اید و فنجان قهوه و یا نسکافه ای در دست گرفته اید. در حالی که جرعه ای می نوشید٬ به منظره باغ و نم نم باران بهاری نگاه می کنید و می گوئید: چه باران زیبائی.

اما نکته ای که اینجا وجود دارد٬ این است که شما معنای جمله ای که می گوئید را نمی دانید. شما نمی توانید بگوئید که چه باران زیبائی. نهایت چیزی که می توانید بگوئید٬ این است که چه منظره زیبائی. چه منظره زیبائی است زمانی که از یک جای امن و گرم و نرم٬ به بارش باران نگاه می کنم٬ فقط همین.

برای اینکه زیبائی باران را دریابید٬ لازم است که از آن اتاق امن و گرم و نرم بیرون بیائید و ساعتی را زیر باران بمانید. اجازه دهید که قطره های باران همه وجودتان را بگیرد. و آن هنگام با خود زمزمه کنید: چه باران زیبائی٬ تازه٬ حتم دارم که سرما هم خورده ام٬ ولی بی خیال٬ چه باران زیبائی.

۲. روی شنهای نرم ساحل لم داده اید. در کنارتان٬ نامزدتان نیز نشسته است. در حالی که دست در کمر هم دارید٬ بوسه ای از هم می گیرید و به غروب خورشید خیره می مانید. در همین لحظه شما می گوئید: چقدر دریا زیباست.

اما نکته ای که وجود دارد٬ این است که شما معنای جمله ای که می گوئید را نمی دانید. شما نمی توانید بگوئید که چقدر دریا زیباست. نهایت چیزی که می توانید بگوئید٬ این است که چقدر این منظره زیباست. چه منظره زیبائی است زمانی که از یک جای امن٬ به دریا نگاه می کنم٬ فقط همین.

برای اینکه زیبائی دریا را دریابید٬ لازم است که دست نامزدتان را رها کنید و به درون دریا بروید. اجازه دهید که دریا شما را به هر جائی که می خواهد ببرد. و آن هنگام با خود زمزمه کنید: چقدر دریا زیباست٬ احتمالا غرق خواهم شد و خوراک کوسه ها می شوم٬ ولی بی خیال٬ چقدر دریا زیباست.

نتیجه. دسته از آدمیان ترجیح می دهند که صرفا از یک زاویه دید امن به همه چیز نگاه کنند. دسته ای دیگر از آدمیان نیز هستند که می خواهند آن زاویه دید را درک کنند. دسته اول همیشه در امان می مانند و دسته دوم به دردسر می افتند.

در امان بودن خیلی بهتر است.

|+| نوشته شده توسط دلارام در یکشنبه پنجم خرداد 1387  |
 
 
بالا